در تحلیل یک متن یا اجرای       پست مدرن یک اثر تاتری نمیتوان به بررسی جنبه های روانشناختی یا پیشینه های شخصیتی  ، تاریخی یا اجتماعی افراد پرداخت. شخصیتی که در متن یا روی صحنه نشان داده میشود فاقد هرگونه عمق روانشناختی است و باید او را همانگونه که هست پذیرفت.

شیوه هایی که برای خلق نمایش پست مدرن به کار گرفته میشوند عبارتند از : رجوع به ماهیت تاتر(5) ، التقاط هنری ، تقلید سبکی Pastiche  ، مولتی مدیا ، برتری تصویر بر واقعیت  و عدم تاکید بر متن ، کلام یا زبان.

تاتر پست مدرن به اجرا به عنوان فرآیندی همواره در حال تبدیل و تغییر ، اهمیت بسیار میدهد. در تاتر پست مدرن همه چیز در حال حرکت است و هیچ چیز ثابت و از پیش تعیین شده ای وجود ندارد. در نتیجه این تاتر به احتمالات و پیشامد ها اهمیت بسیار میدهد. به همین دلیل است که هیچ دو اجرایی از یک متن مانند هم نیست.

اجرای خالصی که از نظر پونت بریارد از خصایص تاتر پست مدرن است ، از پیشامدهای احتمالی ابایی ندارد و بعلاوه بر خصیصه ی تابع پیشامد و موقعیت بودن نیز چون مهم تلقی کردن مفهوم اینجا و اکنون ، اصرار می ورزد. به همین دلیل اجرای پست مدرنیستی به تدریج به ظهور میرسد و پیش از آنکه بازآفرینی کند ، نمایش میدهد.

در اجرای تاتر پست مدرن ایده های تک بعدی کنار گذاشته میشوند و به هر عنصری به اندازه دیگر عناصر اهمیت داده میشود. اجرا به کارگردان یا متن وابسته نیست. اقتدار کارگردان در نمایش پست مدرن نفی میشود و به متن نیز همچون موسیقی ، رقص و دیگر عناصر موجود در نمایش نگاه میشود. بنابراین متن نیز اقتدار خود را از دست میدهد. تاتر پست مدرن حاصل وحدت عناصر آن نیست ، بلکه همراهی نشانه های بیشماری است که تنها با یک هدف گرد آمده اند. تاتر پست مدرن به " زیبایی شناسی حضور " وابسته نیست بلکه به گفته  لیوتار چون دیگر هنرهای پست مدرن به " زیبایی شناسی عدم حظور " وابسته است.

لیوتار دراین باره چنین میگوید : " چون زیبایی شناسی در برابر زمان و مکان تاثیر پذیر است ، پس همواره از میان موقعیتش شکل میگیرد و از آن جدا نیست. در نتیجه این هنر با روزمرگی و انبوه مردم تماس بیشتری برقرار میکند. در زیبایی شناسی عدم حظور ، هنر شرطی و احتمالی است نه مثل زیبایی شناسی حظور یک چیز مطلق "(6)

تاتر پست مدرن در روند شکل گیری خود ، عقاید بسیاری از نظریه پردازان تاتر را مورد توجه قرار داده و از آنها در شکل گیری خود استفاده های فراوان نموده است. از جمله این نظریات عقاید برتولت برشت درباره هشیار نگاه داشتن تماشاگر ، توهم زدایی و فعال کردن ذهن و برانگیختن خلاقیت تماشاگر در روند یک اجرا به وضوح دیده میشود.

در تاتر پست مدرن این اجازه به تماشاگر داده نمیشود که به محض دیدن صحنه به خلق تصاویر ذهنی خود بپردازد ، بلکه روند تماشای نمایش تبدیل به اکتشافی خلاقانه میشود که مرحله به مرحله و با استناد بر دانش عمومی تماشاگر پیش میرود. تماشاگر باید آنچه را که روی صحنه اتفاق میافتد به صورت انفرادی معنا کند. در این نمایش بازیگران و دیگر عناصر اجرا به عنوان مترجمان نقش و حاملان متن به حساب نمی آیند ، بلکه آنها برای فعال کردن ذهن تماشاگر با اصوات ، رنگها ، نورها و بوها به خودی خود موجودند.

رژیز دوراند (Regis Duarand) تاتر پست مدرن را تاتری میداند که نیروهای تشکیل دهنده اش دیگر محرکه های داستانی نیستند و ارتباطی علی و معلولی با یکدیگر ندارند ، بلکه بیشتر بخاطر همزمانی چند اجرا در کنار یکدیگر قرار میگیرند و از تکنیک لایه گذاری و پیش بردن هر کدام از لایه ها در آن استفاده میشود. تاتر پست مدرن ممکن است تماشاگران خود را به تاترهای دیگر ارجاع دهد. تکرار یک کلمه یا یک جمله در یک اجرا ، طرح و محو کردن معانی جدید ، مضاعف کردن شخصیتها و یا بر گرفتن شکل محوی از چیزها برای نشان دادن این که اطمینان کاملی نسبت به مطلبی که گفته میشود وجود ندارد ، و همچنین کشف معانی جدید و انتقال آنها از یک معنی  به معنی دیگر از جمله خصوصیات تاتر پست مدرن به حساب میرود.

ژوزه فرال (Josehe Feral) مشخصه تاتر پست مدرن را سر باز زدن از قصه پردازی و به دنبال آن نفی تشکیلات سمبلیک حاکم بر تاتر میداند. از نظر او تاتر باید جابه جایی مداوم مراتب اشتیاق باشد و هرگز به یک معنی بسنده نکرده و به تماشاگر مهلت ندهد تا به چیزی به جز تداوم جریانات ، ارتباطات و سیستمها دست یابد.

لیوتار در سخنان خود به تاتر محض نظر دارد ، تاتری که فعالیتهایش قالب مشخصی نداشته باشد و عناصر آن فهرستی از رقص ، موسیقی ، حرکات چهره ، گفتار ، فصل و زمان باشد و عموم مردم را شامل نشود. شاخصه های تاتر مورد نظر لیوتار ، استقلال و همزمانی صداها ، کلمات و حرکات بدنی و تخیلات است.

دریدا نیز به عنوان یکی از نظریه پردازان پست مدرنیته ، به بررسی آرا و نظرات آرتو میپردازد. دریدا حرکت آرتو را کشمکشی سرسختانه ، برضد گویایی کلام در مرکز هر چیز و همه چیز میداند. این به معنی نفی باور آدمی به امکان تجسم تمام و کمال اندیشه در زبان است. آرتو از نظر دریدا مجدانه به مبارزه با ساختارهای تکراری پرداخته است. تاتر       بی رحمی آرتو سرپیچی از نفس تاتر همچون تکرار است. دریدا تاتر بی رحمی آرتو را ابدی ، فاقد پیشینه ، بدون احتیاط و بدون تاریخ میشناسد. تاتری که در پس اعمالش نه نشانه ای و نه صورتی عینی نقل میشود. دریدا میگوید که ارزش آرتو در این است که به این دانش دست یافته که تاتر بی رحمی از درون بازآفرینی ساختارهای تکراری پدید می آید.

رابرت و. کاریگان تمایل پست مدرنیسم معاصر را در زوال و فسخ شادی بخش و سرزنده ی همه نوع پیوستگی و ارتباط دراماتیک سنتی ، اعم از طرح ، کاراکتر ، صحنه و غیره میداند.

شاید بتوان اینگونه گفت که اولین نمود اندیشه های پست مدرنیستی را میتوان در  تاتر (Off-off-bloadwy) یافت ، تاتری که به دلیل مشکلات مالی و تفاوتش با تاتر رایج برادوی در خارج از برادوی شکل گرفت. دیگر شیوه های تاتری که میتوان در آن به نمود اندیشه پست مدرن دست یافت ، پرفورمنس و البته پرفورمنس اعترافی است. همچنین میتوان از تاتر فمینیستی نیز نام برد ، هرچند که این تاتر جنبه و شاخصه های خاصی دارد که به اندیشه های فمینیستی باز میگردد ، اما در عین حال به دلیل رابطه نزدیک و حمایتگر    پست مدرنیسم  از این جنبش ، شیوه ها و اندیشه های پست مدرنیستی را نیز میتوان در آن یافت.

و در آخر باید از تامارا سخن گفت. تاتری که بنیانگذارش آنرا پست مدرن میداند. استیون اس. تیلور در دهه ی 90 ، تاترهایی ده دقیقه ای اجرا کرد و آنها را پست مدرن نامید. تیلور که تاترهای ده دقیقه ای اش را در همایشی درباره تاتر پست مدرن در 1998 اجرا میکرد ، اعلام نمود :

" هر اجرای ده دقیقه ای یک دیدگاه است ، یک نمود از مصرف گرایی ... من یک شخصیت هستم با یک هویت مشخص که ارتباطی را نمایان میکند. تا زمانی که از خودم حرف نمیزنم کارم را براساس قوانین ارتباطی در نمایش بر روی صحنه میبرم ، اما به محض اینکه از خودم حرف بزنم این مقوله را ترک کرده ام ، بدون اینکه بتوانم توضیحی بدهم و طرح نمایش گشوده باقی می ماند. اجرای من یک تجربه ی سنجیده از تاتریکالیته است ، به طوری که سخنرانی من تبدیل به واقعیت میشود و من اوج روایت را گم میکنم. من به بداهه پردازی برای برجسته کردن شخصیت نمایشی توجه میکنم. من برای بازسازی دوباره ارتباط میان شما به عنوان تماشاگر و من به عنوا اجرا کننده مستقیما با شما گفتگو میکنم. من خط و مرز میان اجراکننده و تماشاگر را ازبین میبرم و سرگردانی موجود میان من اجراگر و من به عنوان یک شخص را در هم ادغام میکنم. من وضعیت های بسیاری را به شما نشان میدهم ولی در اصل هیچ ارتباطی میان این وضعیت ها وجود ندارد "(7)

بررسی های اجمالی نظرات تیلور درباره ی تفاوتهای تاتر مدرن و تاتر پست مدرن را میتوان در جدول زیر به وضوح نشان داد:

                        تاتر مدرن                  تاتر پست مدرن

صحنه ثابت است و نمایش بر اساس       دست نوشته و متن ، هدایت بازیگران و تعیین نقشهای از پیش تمرین شده شکل میگیرد. در تاتر مدرن معانی دشوار از اجماعی عقل گرایانه موجب میشود تا چیزی که روی صحنه به اجرا میرسد ، هماره مورد اعتراض تماشاگران قرار بگیرد.

میتواند ترکیبی از دوازده صحنه همزمان باشد. هیجان زده کردن تماشاگران ، با    قرار دادن آنها در معرض چیزهای متفاوت    امکان پذیر است. میل به حرکت در میان صحنه ها و شخصیتها ، همچنین میل به نادیده انگاشتن کارگردان تاترهای مصرفی از خصوصیت بارز این نوع تاتر است.
در آن ارتباطی متمرکز وجود داشته و سعی میشود ذهنیت ها یکی شود. ذهنیت غیر متمرکز است و حوادث قطعه قطعه شده.
اصل گرا و قدرت محور است. سرشار از آنارشی نامتحد و ارتباطات از هم گسیخته است.
دارای اشکال منسجم و فردگرایی هدفمند است. پر است از شوخیهای ضد ساختاری تغییر دهنده و هرج و مرج های شکل گریز.
دارای نقش های منفرد و معین است. دارای مواضع ساختارهای باز و          جامع گراست.
دارای طراحی سلسله مراتب علی و معلولی تدوین شده است. دارای رویدادهای غیر حقیقی و ساختار شکن است.
می تواند روایتی غیرمتمرکز و پراکنده داشته باشد. می تواند در خلق کامل روایت مداخله کند.
بر روایت کلان متمرکز شده و تماشاگر تنها ناظر نمایش است. میتواند چندین روایت را از یک رویداد ، همزمان پیش برده و تماشاگران را در بداهه سازی سهیم کند.
می تواند به اجرای متن های تک نفره یا مونولوگ هایی بپردازد که در خودشان تمام میشوند و دارای ساختاری تک مکانی ،   تک زمانی و تک هویتی اند. می تواند به جریان سیال مکان ، کنش و دوره ها پرداخته ، هویت ها را تغییر دهد.


پانوشت ها :

(5)- خودمرجعی یا رجوع به خود به معنای بکارگیری خصایص و ویژگی های یک هنر در خود همان هنر است ... استفاده از تاریخ تاتر و شکل های سنتی آن و استفاده از نوع به کارگیری فضا و چگونگی ارتباط شخصیت ها با یکدیگر و سایر عوامل تشکیل دهنده این هنر و همچنین نشان دادن مراحل تولید یک اثر نمایشی ، همه در خود ارجاعی نهفته اند.

(6)-The object of performance : Aesthetics in the seventies , Georgia Review , Henry Sayer , 1983 , P.74

(7)- Lessons from theater : Beyond Metaphor-Tamara and othear Thearic(s) David M. Boje

 

                                                        ( پایان )


این دیر به روز کردنها را بگذارید به حساب مشغله بسیار زیادم.