پست مدرنیسم و تاتر - قسمت اول
" در طی سی سال اخیر ، جهان تغییرات اجتماعی بزرگی را در دوره مدرنیته تجربه کرده است.یک جنبه بنیانی از تغییرات اجتماعی ، کم شدن همسانی جمعیت است. در واقع از دهه ۶۰ به بعد ، جمعیت مهاجر به دلیل تعداد بیشتر ، بیش از جمعیت اصلی اکشورهای استعمارگر در تغییرات اجتماعی این کشورها نقش داشته است.در واکنش به این واقعیت ، دولت ها تلاش بیشتری برای کنترل مهاجرت ها به عمل آورده و به جذب الگوها و فرهنگهای ملهم از چند فرهنگ مختلف پرداخته اند.در مناظره میان سیاستمدران و متفکران ، این متفکران بودند که پیروز شدند.بنابراین به سرعت هویت فرهنگی کشورهای استعمارگر تحت تاثیر فرهنگ مهاجران قرار گرفت.این پدیده در ادبیات و مجسمه سازی بیش از هر هنر دیگری مشهود بوده است.زیرا در این دو هنر ، توجه بسیاری به کشف دیدگاه ها و فرهنگ های مختلف میتوان داشت.بنابراین در یک پروسه طولانی مدت مشخص شد که چه جنبه هایی از فرهنگ مهاجر ، میبایست در پست مدرن مورد توجه قرار گیرد."(۱)
و اما به تاتر بر میگردیم.ایهاب حسن معتقد است که تاتر در جهان پست مدرن یک ضرورت است. او می گوید : " تاتر به صورت اصل فعال جامعه ای همپایه در می آید که گرچه ممکن است واقعا و عملا کارناوالیزه نشود ، اما حداقل از برخی مفاهیم کاذب قداست زدایی میکند."(۲)
با تاثیر اندیشه پست مدرن بر تاتر معاصر هنر تاتر به اشکال تازه ای دست میابد.رجوع به ماهیت تاتر ، از بین رفتن خط داستانی ، کنار هم قرار دادن سبکهای مختلف با مرزهای مشخص و به صورت مجزا و غیر قابل ادغام ، نورپردازی با نورافکن های جدید لیزری به جهت ساختن تابلو های نمایش ، استفاده از نقاشی ، فیلم،عکس،اسلاید،استفاده از مهارت های آکروباتیک،رقص و یا شیوه های گوناگون تاتر بومی،در هم شکستن مرزهای جغرافیایی و تاریخی با طراحی لباس و صحنه، طرح موضوعات مربوط به انسان جدا از تعصبات نژادی،فرهنگی و یا مذهبی،همه و همه به صورت ویژه گی های تاتری جلوه گر میشود که آنرا تاتر پست مدرنیستی لقب میدهند ... در شناسایی عناصر مهم تاتر پست مدرن باید به نپرداختن به عمق ماجرا و بررسی رویهء ظاهری مسایل،همچنین بی اهمیت جلوه دادن زبان اشاره کرد. موضوعاتی که در تاتر پست مدرن مورد توجه قرار میگیرند ، مسایل جهان امروزند ولی به گفته جنز برنبو (Jens Bjrenboe) تاتر پست مدرن از دید روانشناختی ،جامعه شناختی،زیست شناختی و ... به این مسایل نمی پردازد و مسایل مطرح شده از طرف نویسنده و گروه اجرایی مورد موشکافی و تحلیل دقیق قرار نمیگیرد ، بلکه تحلیل اصلی - البته اگر تحلیلی وجود داشته باشد - بر عهده تماشاگر گذاشته میشود.از نظر جنز برنبو عصر نمایش های برژوایی مانند آثار هبل،ایبسن،استریندبرگ و اونیل سر آمده است.البته از نگاه برنبو ، خاندان تاتر برژوایی فرزندان و تبعید شدگانی دارد،اما بنیان این خانه بسیار فرسوده و قدیمی و در حال ریزش است.
" بررسی روانشناسانه زندگی خصوص افراد روی صحنه،وقتی سیاستمداران جهانی با سلاحهای هسته ای بازی میکنند،فقط میتواند برای خانم های مسن جذابیت داشته باشد.همچنین این مسئله شامل تاترهای اروتیک نیز میشود،این مسئله متعلق به پشت صحنه است نه روی صحنه،حتی در یک رده بالاتر تاترهای غنایی و شاعرانه هم درگیر این مسئله اند.واقعیت این است که زمان این نمایشها گذشته است.پاکی روح ، بیش از این نمیتواند حتی با فروتنی جدی گرفته شود.اکنون دیگر هیچ شیفتگی نسبت به شخصیتهای با وجدان و تعالی اعتقادی وجود ندارد."(۳)
از نظر او جهان در ساعت شش صبح اگوست ۱۹۴۵ به سمت دیوانگی گام برداشت و تمام جهان ادبیات به یک موزه تبدیل شد.
برنبو چنین میگوید : " جدی گرفتن نمایش های روانشناسانه و ناتورالیستی در دنیایی که در یک چشم به هم زدن شصت هزار زن،کودن،سالمند و حتی ژاپنی های متولد نشده کشته میشوند بسیار مشکل است." (۴)
پایان قسمت اول
پانوشت ها:
(1) www.ontalogical.com\multiculturalism and postmodern-theater
(2) " صورت بندی پست مدرنیته و پست مدرنیسم" گردآوری و ترجمه حسینعلی نوذری
(3) geshalt review.com-the theater Tomarow-Jens Bjrneboe-2002
(4) همان