تبليغاتX
یادداشت های نریمان عبدی

حقیقت اتاق دربسته ای است که گه گاه قفلش را باز میکنیم و بعد دوباره چفتش را می اندازیم (دونالد بارتلمی)
 

   !! دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است !!

تف ...

کجا میتواند رفته باشد .. ؟؟

کجای این شهر پر هیاهو؟

کجای این لجنکده ای که هر لحظه اش بوی تفاله ها مسموت میکنند؟

یک بار دیدمت ؟ با آن همه موسوی بودن بی ادعا !!

خیلی ها خوشحال شده اند مگر نه ؟

برو ...

برو تا این ادبیات لعنتی خنده ای سر دهد ...

 

 

+ انتشار یافته در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 16:9  توسط نریمان عبدی  | 

 

 بر گام خرچنگ

نویسنده : گونتر گراس

مترجم : حسن نقره چی

نشر : نیلوفر

 

 

بعضی داستان ها واقعا عجیبند. خودشان یک کارگاه کامل داستان نویسی هستند. کارگاهی که به شما نشان میدهد چگونه از یک موضوع ساده یک داستان هیجان انگیز بسازید تا مخاطبتان را برای مدت ها درگیر کند. " بر گام خرچنگ " از این دست داستانهاست. موضوع خیلی ساده است :

دو جوان در یک چت روم با یکدیگر بر سر یک موضوع تاریخی نزاع میکنند و ...

گونتر گراس به راحتی صفحات داستان را پیش میبرد و در گذشته و حال سفر میکند و زندگی نسلهای مختلف را به تصویر میکشد. نسلهایی که بسیار از هم دور افتاده اند. "بر گام خرچنگ" با مهارت هرچه تمام تر به جلو میرود و شما را با خود همراه میکند و لذتی در خور یک داستان لذت بخش را برایتان فراهم می آورد.

+ انتشار یافته در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 11:58  توسط نریمان عبدی  | 

                 

                

وقتی خبر را شنیدم گریه ام گرفت . الان هم که دارم مینویسم چشمهایم پر از اشک شده اند. من با پدربزرگ زندگی کرده ام. با عاشقانه ی آرامش تا دوردست های شهری که دوست میداشت رفتم. پدربزرگ !  حتما خودت خیلی خسته بودی نه ؟ می دانم ، می دانم که دوست نداشتی مثل پدربزرگ قصه ات تکثیر شوی ، اما شدی . توی دلهایی تکثیر شدی که خط به خط قصه هایت را از بر کرده اند. دلم برایت تنگ میشود پدربزرگ. خیلی دلم برایت .............   خیلی ........

+ انتشار یافته در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 11:36  توسط نریمان عبدی  | 

                            حرف های خودمونی

 

تصمیات تازه ای اخذ شده است. از این به بعد جهان وطنی با این شیوه نگارش جدید و به صورت هر ماه یک بار به روز میشود. امیدوارم بتوانم هر ماه مطالبی در خور شان خوانندگان جهان وطنی - که نبودشان یعنی نبود جهان وطنی - بنویسم. تغییرات ساده ای در جهان وطنی داده شده است. صفحه ی جداگانه ای برای پیوندهای مختلف (ادبی ، سینمایی و ... ) ایجاد شده که به مرور زمان کامل میشود. یک صفحه مخصوص برترین ها ایجاد شده که آن هم به مرور زمان تکمیل خواهد شد. لینک برخی از آثارم که در سایت های دیگر منتشر شده هم به سایت اضافه شده است. امیدوارم با نظرات خوانندگان بتوانم بهتر از پیش فعالیت کنم.


ادامه مطلب
+ انتشار یافته در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 11:38  توسط نریمان عبدی  | 

                                       حرف های خودمونی

- این روزها شاید بیشتر از هر زمان دیگری از پسوندها حالم به هم میخورد. اینقدر توی این هفته واژه های مدرن و پست مدرن و پسامدرن و پساغزل و غزل پست مدرن و ......... توی گوشم فرو رفته که احساس میکنم میخواهم بالا بیاورم. دلم میخواهد تنها برای خودم گوشه ای بشینم و حیوانهای میکانیکی منسون رو گوش کنم. دلم میخواد یه گوشه ی آروم گیر بیارم و دوباره نوستالژیای تارکوفسکی رو ببینم و از شاعرانگیش لذت ببرم. دلم میخواد دوباره همنوایی شبانه ی ارکستر چوبهای رضا قاسمی رو بخونم و به یاد دوران سرد سربازیم بیافتم. نمیدانم چرا هر جا که میرم همه دارن از پست مدرن و مدرن و سنت حرف میزنند و چندتا اسم مثل لیوتار و دریدا و بارت و فوکو رو برام ردیف میکنن. باور کنیید حالم داره بهم میخوره.


ادامه مطلب
+ انتشار یافته در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 14:15  توسط نریمان عبدی  | 

                                             دلم گرفته از این روزهای بارانی

خبرها کم و زیاد و خوب و بد است و ...

۱- اول از همه غزلی است که تقدیم میکنم به دکتر سید مهدی موسوی که با این همه    مهدی موسوی بودن آن همه بی ادعا است و رفیق و این روزها ...

                                                             


ادامه مطلب
+ انتشار یافته در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 15:54  توسط نریمان عبدی  | 

دو خبر داغ داغ

اینقدر داغ است که توی این مشغله زیاد دلم نمیاد ننویسم

 


ادامه مطلب
+ انتشار یافته در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 11:28  توسط نریمان عبدی  |